سی چیز که هرگز نباید به رئیستان بگویید

خرید بک لینک

صداقت بهترین خطمشی در محیط کار است –اما این هم مانند هر اصلی، چند استثنا دارد.رایان کان، مشاور شغلی، بنیانگذار وبگاه” The Hired Group”و نویسندهی کتاب "استخدام شدید! راهنمایی برای فارغالتحصیلان جدید” میگوید،"این مهم است که حواستان به آنچه به رئیس تان میگویید باشد، زیرا حتی کوچکترینلغزش میتواند باعث نابود شدن وضعیت حرفهایتان یا بهبود آن شود.”

"چیزهای مشخصی هستند که باید از گفتنآنها به رئیس تان خودداری کنید، اما کلید کار این است که ریزترین چیزها را در تعاملاتتانبازبینی کنید.”

لین تیلور، کارشناس ملی محیط کار و نویسندهیکتاب "ستمگر دفتر کارتان را رام کنید: چگونه رفتار کودکانهی رییس را مدیریت کنیمو در کارمان پیشرفت کنیم، ” با این موضوع موافق است. او میگوید "همیشه شایعاتو سوالاتی خاص بر اساس دیدگاههای منفی وجود دارند که میتوانند بین شما و رئیس تانایجاد مشکل کنند. اگر این صحبتها بیوقفه ادامه بیابد، ممکن است شغلی را که میتواندفوقالعاده باشد، به نابودی بکشانند.”

تمرین خوبی است اگر که قبل از بیاختیاربر زبان آوردن چیزی که ممکن است باعث پشیمانی شما شود، مکث کنید و آنچه میکوشید بهدستبیاورید و واکنش احتمالی رئیس تان را بررسی کنید.

او ادامه میدهد "اگر فکر میکنیدکه ممکن است از گفتن آن پشیمان شوید، احتمالا پشیمان خواهیدشد. بهتر است انتظار بکشیدتا زمانی که بتوانید افکارتان را به صورت یک گفتوگوی خوشایندتر و حرفهایتر شکل بدهید.”

گذشته از صحبتهایی که نادرست بودنشانواضح و آشکار است- مثل ناسزا و توهین- در این نوشتار کلمات و عباراتی میبینید کههرگز نباید به رییستان بگویید.

۱. شما اشتباه میکنید.

روزالیندا اوروپزا راندال، کارشناس آدابشهروندی و "آداب و رسوم اجتماعی” و نویسندهی کتاب "در اتاق هیات مدیره آروغنزنید، ” میگوید، "انتقاد از اشتباه رئیس ، چه آشکارا و چه در لفافه، راهی قطعیاست برای اینکه از جلسات آینده حذف شوید یا دفعهی بعدی که دستتان را برای صحبت کردنبالا میبرید، نادیده گرفته شوید.”

او توضیح میدهد که اگر احساس میکنید رییستانمرتکب خطا شده است، راههای بهتری برای پرداختن به این موضوع وجود دارد.

مثلا میتوانید بگویید، "شاید اینیکی درست به من اطلاع داده نشده، اما من فکر میکردم که…” این طرز صحبت باعث میشودکه آنها تجدید نظر کنند و در صورت لزوم اطلاعات را بدون قرار ‘گرفتن در مقام دفاع ازخود، تصحیح کنند. راندال میگوید، "هر عبارتی که به کار میبرید باید با لحنیدوستانه و کمککننده باشد.”

۲. "من نمیتوانم”

این نگرش که میتوانید از عهدهی کارهابربیائید، همیشه یک صفت ارزشمند بودهاست. تیلور میگوید، جملهی”من نمیتوانم” نشاندهندهیعدم اعتماد به نفس و عدم تمایل به پذیرفتن فرصتها است- که هیچ کدام از این دو ویژگیشما را نزد رییستان عزیز نمیکند.”

۳. "این کار جزو مسئولیتهای من نیست.”

توضیح وظایف هیچ شغلی تا کنون روی سنگ ثبتنشدهاست. تیلور توضیح میدهد "از آنجایی که تیمهای چند عملکردی گاهی یک نیازضروری است، از شما انتظار میرود که انعطافپذیر باشید و کارهای رییستان را آسانترکنید. به عنوان یک نکته ی جانبی، باید بگوییم که هرچه مجموعه مهارتهایتان بیشترشود، وجودتان در محل کار ضروریتر میشود.”

کان اضافه میکند، اینکه بگویید تمایلندارید خارج از مسئولیتتان کاری انجام بدهید، نشان میدهد تمایلی به سهیم شدن در موفقیتشرکت ندارید.

۴. "من نمیدانم"

او میگوید، شاید شما پاسخ همهی سوالاترا ندانید، اما اینکه بهترین حدس و گمانتان را بر زبان بیاورید یا قول بدهید که پاسخرا خواهید یافت، بسیار بهتر از بیاعتنایی و شانه بالا انداختن است. "هر موقعکه رییستان مجبور شد کاری برای شما انجام بدهد، بپذیرید که این، مسیری که شما بایدبروید نیست.”

۵. "نه"

همکاری شما انتظاراتی ایجاب میکند، و یکیاز این انتظارات لحن مودبانه است. تیلور میگوید "نه گفتن به رییستان یک چالشاست، و گاهی اوقات لازم است – اما گفتن آن میتواند ناشایست باشد، اگر با استفاده ازتوضیحات مناسب آن را بیان نکنید.”

"برای مثال، اگر رییستان میگوید،آیا امروز برای کار روی پروژهی اسمیت وقت داری؟ نباید فقط بگویید، نه. در عوض جملهیدیگری را امتحان کنید مثل "امروز، روز چالشبرانگیزی خواهدبود اگر حتما میخواهیدروی این برنامهی شرکت تمرکز کنم. آیا میخواهید که امروز را به جای آن، روی فلانپروژه کار کنم؟”

۶. "سعی خواهم کرد”

تیلور میگوید، برخی از آدمها فکر میکنندکه این یک پاسخ قابل قبول است، چرا که همهی ما "سعی میکنیم” که کارها را باحداکثر تواناییمان انجام بدهیم. اما این جمله به مدیر احساس عدم اطمینان میدهد، وهنگامی که کاری بر عهدهی شما گذاشته میشود، رییستان با ضربالعجل مشخصی روی شماحساب باز میکند.

"تصور کنید از رییستان بپرسید، ‘برایتانمقدور هست که حقوق این ماهم را ۱۵ام پرداخت کنید؟ و رییستان پاسخ بدهد، ” سعی خواهمکرد.”

۷. چیزی که من شنیدم این نیست.

اجتناب از شایعات و حدس و گمان فکر خوبیاست، زیرا میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد. اگر شما در مورد چیزی مطمئن نیستید،صبر کنید؛ در غیر این صورت با غیرحرفهای ظاهر شدن ریسک خواهید کرد.

۸. چگونه میتوانم از مزایای این بهرهمندشوم؟

گاهی اوقات کار شما شامل کمک به دیگرانو سایر بخشها میشود. تیلور میگوید، کارفرمایان بردباری کمی دارند در برابر کسانیکه بازیکن تیمی نیستند.

۹. متاسفم اما…

تیلور میگوید، پیش آگاهی نسبت به اشتباهاتاساسا حس ناب یا بکر عذرخواهی را از بین میبرد.” یک "متاسفمِ” رک و راست. و بعد” دفعهی بعد آگاهانهتر عمل خواهم کرد”، پاسخ مورد انتظار است زمانی که خرابکاریکردهاید.

۱۰. مسئلهی جدایی پاک من را به هم ریختهاست.امروز دلم به این کار نیست.

راندال میگوید، همهی آدمها هر از چندگاهیمشکلات شخصی دارند و درست در همین زمان است که میزان حرفهای بودن شما به ورطهی آزمایشگذاشته میشود.

راندال میپرسد، ” نمیخواهم زخمهای عاطفیتانرا ناچیز یا کم اهمیت بشمارم، اما چرا باید نیازهای رییستان به تعویق بیفتند به ایندلیل که شما برای پردازش کردن مسئلهی جداییتان نیاز به زمان دارید؟” در چنین زمانیبهتر است یک روز مرخصی بگیرید یا با مادرتان برای کسب کمی عشق و لطافت تماس بگیرید.”

۱۱. "خب، من نهایت تلاشام را کردم.”

این جمله نشان دهندهی خلف وعده است. اگرمرتکب اشتباه شوید، و این نهایت تلاش شما بوده، اینطور صحبت کردن تواناییهای شمارا به خوبی نشان نمیدهد. پاسخ بهتر این است که بگویید، دفعهی بعد مشکل را حل خواهمکرد.

۱۲. من قبلا این را امتحان کردهام"

کارفرمایان در برابر تنبلی چندان بردبارنیستند. تیلور میگوید، "قبل از اینکه کاملا درخواست رییستان را رد کنید، بررسیکنید و ببینید آیا واقعا آن را قبلا امتحان کردهاید. شاید رییستان چیز دیگری در ذهنداشته باشد.”

روش دیگر اینکه، توضیح دهید که بابت اینپیشنهاد سپاسگزار هستید، و XYZ را امتحان کردهاید و فلان نتیجه را بهدست آوردهاید- اما خوشحال خواهید شداگر چیز موثرتری را نیز امتحان کنید.

۱۳. "من این شرکت را ترک خواهم کرد.”

کان میگوید، تهدید نکنید که شرکت را ترکخواهید کرد. این کار غیرحرفهای است و آنها شما را کسی خواهند دید که هر لحظه ممکناست برای داشتن شغلی بهتر، کارش را ترک کند.

۱۴. من فقط فکر کردم که…

این عبارت در بسیاری از کارفرمایان ایجادسرخوردگی میکند، زیرا آنها ترجیح میدهند از شما بشنوند که خطا کردهاید و از آندرس گرفتهاید به جای اینکه عذر و بهانه بیاورید. تیلور میگوید، "خطا کردن کارهر انسانی است، اما طفره رفتن از اشتباهی که مرتکب شدهاید، قاتل زندگی حرفهای شماست.”

۱۵. در محل کار قبلیام، فلان کار را اینطورانجام میدادیم.

هیچ مدیری آدمی که همه چیز را بلد است،دوست ندارد، بنابراین اگر راه بهتری سراغ دارید بهتر است کمی بیخیال مطرح کردن آنبشوید. تیلور میگوید، ” بهتر است به جای اینکه بحث و جدل کنید، پاسخهای حساس و چالشبرانگیزرا تبدیل به سوال کنید.”

۱۶. "این اتفاق واقعا تقصیر من نیست؛تقصیر فلانی است.”

متهم کردن دیگران رفتاری خیانتآمیز است.اگر شما بیگناه هستید، دلیل آن را توضیح بدهید. تیلور میگوید، اگر شما مسئولیت اصلیرا بر عهده دارید، دیگران را متهم نکنید.

کان میافزاید، "موضوع مهم و کلیدی،قبول مسئولیت است. اگر شما همیشه به عنوان کسی که انگشت اشارهاش را به سوی این و آننشانه گرفتهاست، دیده شوید، در نهایت رییستان بالاجبار به دنبال مقصر اصلی خواهدگشت.”

۱۷. اگر از شما خبری نشود، فقط فلان کاررا انجام خواهم داد.

این یک لحن تهدیدکننده است. صبر کردن بهتراز این است که بعدا سرزنش بشوید.

۱۸. [کسی که قبل از شما اینجا بود] اینکار را متفاوت/ بهتر انجام میداد.

تیلور توضیح میدهد، "کارفرمایان معمولااحساس میکنند که روش هایشان به روشهای افراد قبل از خودشان ترجیح داده میشود زیرادرحالحاضر آنها مسئول این پست هستند. رییس خود را با روشهای قدیمی انجام کارها کهکار شما را راحت کرده بودند، به چالش نکشید، مگر اینکه یک روش به وضوح اشتباه باشد.”

۱۹. من نمیتوانم با او کار کنم.

کنار نیامدن با دیگران در مدرسهی ابتداییخوب نیست، ولی در محل کار ابدا قابل قبول نیست. از شما انتظار میرود که برای ارائهینتایج عالی، بتوانید فراتر از مناقشات شخصیتی عمل کنید.

۲۰. فلانی احمق و نادان است.

تیلور میگوید، "قانون طلایی چیزیاست که رییستان از شما انتظار رعایت آن را دارد، و بدگویی از دیگران ابدا باعث نمیشودکه خودتان را در دل کسی جای بدهید. بلکه فقط وجههی بدی از شما را منعکس میکند.”

۲۱. چرا فلانی همیشه…؟

نق زدن آزاردهنده است. او میگوید،"اگر گله دارید، بهتر است بپرسید که چگونه میتوانید یک امتیاز خاص بهدست بیاوریدو صحبت دیگران را به میان نکشید.”

۲۲. حوصله ام سر رفته!

تیلور میگوید، ” ممکن است یک لحظه سستشوید و احساس دلزدگیتان را با فرد اشتباهی در میان بگذارید: بله، با رییستان! شماحقوق میگیرید که کارآمد و مشتاق بمانید؛ این مسئولیت شماست که راههایی رابرای ایجادجذابیت در شغلتان پیدا کنید.”

۲۳. میتوانم با رییستان در مورد این موضوعصحبت کنم؟ یا "من میخواهم با دفتر نیروی انسانی در مورد این صحبت کنم."

زیر سوال بردن رییس، اختیارات را به چالشمیکشد- یک وضعیتی که معمولا از آن برنده خارج نمیشوید، مگر اینکه در صدد ترک شغلتانهستید (و یا کارتان با این شرکت پایان یافته است) و هیچ چارهی دیگری ندارید.

او میگوید، اگر قرار است به دفتر منابعانسانی مراجعه کنید، از قبل رییستان را تهدید نکنید.

۲۴. من هیچ راهحلی ندارم.

کان میگوید، با رییستان بدون ارائهیراهحلهای بالقوه، در مورد مشکلات صحبت نکنید. "رهبران در مورد راهحل صحبت میکنند؛پیروها دنبال کنندهها مشکلات صحبت میکنند.”

۲۵. باید دربارهی دورهمی دیشب چیزی بهتبگم.

گاهی اوقات رابطهی رییس و کارمند تبدیلبه دوستی میشود. راندال میگوید، اما به اشتراکگذاری داستانهای شخصی در محل کارشاید یک حرکت عاقلانه نباشد.

او توضیح میدهد، "اگر یکی از همکارانتانگفتوگوی گرمتان را بشنود چه؟ این ممکن است شما یا رییستان را در معرض اتهام آزارو اذیت جنسی قرار دهد یا گزارشی از یک گفتوگوی نامناسب توسط شما تهیه شود.”

۲۶. چرا فلانی این کار را بکند و من نکنم؟

روی کار خودتان تمرکز کنید، نه روی حقوقو دستمزد یا ترفیع دیگران – مگر اینکه شاهد پارتی بازی آشکاری باشید. تیلور میگوید،"اگر مشکل این است، میتوانید بعد از آنکه خوب افکارتان را در مورد این حقایقجمع و جور کردید، یک بحث و گفتوگوی حرفهای داشته باشید.”

۲۷. حسابی سرم شلوغ است. میشود این کاررا بعدا انجام بدهم؟

این مسئولیت شماست که از رییستان سوالکنید که آیا اولویتها را تغییر دادهاند یا خیر، زیرا اهدافتان را باید با اهدافمدیرتان در یک راستا قرار دهید. او توصیه میکند که "اولویتها به ندرت ثابت هستند،به طوری که در بسیاری از موارد، گزینهی بهتر این است که خودتان بپرسید که آیا لازماست آنها را دوباره سازماندهی کنید یا خیر”

۲۸. غیرممکن است.

مدیرتان دوست ندارد بشنود که جملات منفیبه کار میبرید یا اعتقاد راسخ ندارید. اگر نگرانیهایی دارید، بگویید که آنها چه هستند،و درخواست اطلاعات کنید.

تیلور میگوید، یکی از بهترین روشها درتصمیمگیری دربارهی اینکه آیا افکارتان را با رییستان در میان بگذارید یا سوالاتمهم بپرسید، این است که خودتان را جای آنها بگذارید. "آیا نظرات و سوالاتتانمثبت، قابل انجام و مجابکننده است؟ یادتان باشد، زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد– پس اگر میخواهید در زندگی حرفهایتان پیشرفت کنید، کلماتتان را با دقت انتخابکنید زمانی که احساس میکنید در محل کار با چالش مواجه شدهاید.”

۲۹. من قصد دارم این چند روز را سر کارنیایم. یا من فردا زودتر میروم.

به رییستان نگویید که قرار است به تعطیلاتبروید یا زودتر دفتر کار را ترک کنید – از او کسب تکلیف کنید یا محترمانه موضوع رامطرح کنید. این روش بسیار حرفهایتر است.

بچه که نیستید، بنابراین نباید آن را بهاین شکل عبارتبندی کنید: "میشه لطفا دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه را سرکار نیایم؟”در عوض، این یکی را امتحان کنید: "داشتم برنامهریزی میکردم که از دوشنبه تاچهارشنبه را مرخصی بگیرم، و میخواستم مطمئن شویم که شما با این موضوع مشکلی ندارید.”

۳۰. اشکالی ندارد اگر امروز زودتر برم،چون همه چیزز خیلی کند پیش میرود؟

خوب است اگر مجبور به ترک زود هنگام محلکار شوید. اما نگویید به این دلیل که "همه چیز کند پیش میرود” یا شما "کاریبرای انجام دادن ندارید.”

تیلور میگوید، "همیشه پروژههای بیشتریدر کانال ارتباطی کارفرمایان وجود دارد. روسا دوست دارند شما خلاقیت نشان بدهید.”

منبع: بیزنس اینسایدر

ترجمه: سایت بازده

آفتابگردون...

ما را در سایت آفتابگردون دنبال می‌کنید

برچسب: همه چیز سی شارپ, نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 8:20

صفحه بندی